"آسمان شهر من"آسمان شهر من ابریستگاهی غبارآلودگاه بی صبریستاندکی خشن،گاه گاهی صافدریغ از نم نمکی بارانهوا نیست، نفس سخت استآسمان پُر ذرات روشن نیست صداها،گرفته صداها با چادری به سربه جبر و مصلحت آن
آداب،رسوم ، سنت ها 1_رسوم؛در عید نوروز از هر محله و طایفه نزدیک 30 نفر جمع میشدن و به دیدار بزرگ طایفه و محله خود می رفتند در این رسم نوروزی داخل خونه نمی رفتن و در حیاط جمع میشدن و دسته جمعی تبریک می